مرتضى راوندى
548
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
عضد الدوله براى رونق بخشيدن به فعاليتهاى تجارى و اقتصادى و براى آسايش مسافران و بازرگانان ، كاروانسراها و آبانبارها و كاريزهايى پديد آورد . قبايل چادرنشين را كه گاه ، به حكم اضطرار ، موجب ناامنى و فساد مىشدند ، در مناطقى از فارس و كرمان مستقر نمود تا ، به كار كشاورزى و آبادانى مشغول شوند . مختصات راهها و وسايل نقليه وضع راهها و وسايل نقليهء قديم ، در آثار شعرا و نويسندگان بعد از اسلام ، كمابيش ، منعكس شده است . اسكافى در قصيدهء معروف خود ، بهترين وسيلهء نقليه را در حدود هزار سال پيش ، پيل و عمارى و بدترين و نامطلوبترين وسايل را شتر ، معرفى مىكند : غره نگردد به عز پيل و عمارى * هركه بديده است ذل اشتر و پالان لبيبى شاعر مشهور اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم ، در يكى از اشعار خود ، به اين مطلع : چو بر كندم دل از ديدار دلبر * نهادم مهر خرسندى به دل بر بطور اجمال ، به خطرات و مشكلاتى كه در سفرهاى قرون وسطايى وجود داشته است ، اشاره مىكند و مىگويد : رهى دور و شبى تاريك و تيره * هوا پيروزه و هامون مقير « 1 » به ريگ اندر همى شد باره « 2 » ز انسان * كه در غرقاب مرد آشناور برون رفتم ز ريگ و شكر كردم * به سجده پيش يزدان گروگر دمنده اژدهايى پيشم آمد * خروشان و بىآرام و زمين در شكم مالان به هامون بر ، همى رفت * شده هامون به زير او مقعر « 3 » همچنين منوچهرى دامغانى در يكى از آثار منظوم خود ، حركت كاروان و بسيارى از خصوصيات مسافرتهاى آن عصر را مجسم مىكند : الا يا خيمگى خيمه فروهل « 4 » * كه پيشاهنگ بيرون شد ز منزل تبيره « 5 » زن بزد طبل نخستين * شتربانان همى بندند محمل « 6 » . . . . . . . نگه كردم بگرد كاروانگاه * بجاى خيمه و جاى رواحل « 7 » نه وحشى ديدم آنجا و نه انسى * نه راكب ديدم آنجا و نه راجل نجيب « 8 » خويش را ديدم به يكسو * چو ديوى دستوپا اندر سلاسل « 9 » گشادم هردو زانو بندش از پاى * چو مرغى كش گشايند از حبايل « 10 » برآوردم زمامش « 11 » تا بناگوش * فروهشتم هويدش « 12 » تا به كاهل « 13 » همى راندم نجيب خويش چون باد * همى گفتم كه اللهم سهل « 14 » چو مساحى كه پيمايد زمين را * بپيمودم به پاى او مراحل همى رفتم شتابان در بيابان * همى كردم به يك منزل دو منزل ز بادش خون همى بفسرد در تن * كه بادش داشت طبع زهر قاتل
--> ( 1 ) . تيره و سياه ( 2 ) . اسب ( 3 ) . گود ( 4 ) . برچيدن خيمه ( 5 ) . دهل ( 6 ) . عمارى و هودج ( 7 ) . ستوران باركش ( 8 ) . شتر ( 9 ) . زنجيرها ( 10 ) . دامها ( 11 ) . مهار ( 12 ) . جهاز شتر ( 13 ) . بين دو كتف ( 14 ) . آسان گردان